| . |
![]() |
||||||||||
|
|||||||||||
|
فضيل بن عياض قدس الله تعالي سره وي از طبقهي اولي است. كنيت او ابوعلي است. به اصل از كوفه است و گفتهاند به اصل از خراسان بود از ناحيت مرو و گفتهاند كه وي به سمرقند زاده و به ياورد بزرگ شده و كوفه الاصل است و نيز گفتهاند كه بخاري الاصل است و الله تعالي اعلم، وفات وي در محرم سنه سبع و ثمانين ومأيه، بوده. فضيل عياض گويد، قدس الله روحه، كه من حق را سبحانه و تعالي بر دوستي پرستم، نشكيبم كه نپرستم.
لمحمود الوراق: تعصي الاله و انت تظهر حبه لهذا و ربي في القياس بديع لو كان حبك صادقاً لا طـعته ان المحب لمن يحب مطيع
شيخ الاسلام گفت: هر كه او را بر بيم ميپرستد خود را ميپرستد و به طمع نجات خود ميجنبد نه به جهت محبت و اطاعت فرمان و هر كه او را به اميدي پرستد او نيز خود را ميپرستد و به توقع تنعم و راحت خود ميجنبد نه براي محبت و اطاعت، من او را نه بر اميد و بيم ميپرستم چون مزدوران، و نه بر دعوي محبت او كه از پرستشي كه سزاي او باشد و استحقاق آن دارد عاجز مانم بلكه او را به فرمان او پرستم كه گفت پرست، ميپرستم و بر دوستي سنت رسول، صل الله عليه و آله و سلم، به تقصير خود معترفم. محمد بن سعيد الزنجي را رحمه الله، پرسيدند كه سفله كيست؟ گفت: آنكه حق، سبحانه، را بر بيم و اميد پرستد. گفتند پس تو چون پرستي؟ گفت: مهر و دوستي وي مرا بر خدمت و اطاعت ميدارد. يوسف اسباط ،رحمه الله، از مقدمانست از ائمهي شرع است و سيد، زهد و ورع و خوف و فزع، بر وي غلبه كرد و علم بر وي درشوريد، مات سنهي ست و تسعين و مأيه. شيخ الاسلام گفته كه دوستان او را سه چيز بدادهاند: حلاوت، مهابت و محبت. شيخ الاسلام گفت: فضيل عياض را پسري بود علي نام از پدر مه بود در زهد و عبادت و ترس، روزي در مسجدحرام نزديك زمزم خوانندهيي برخواند؛ و يوم القيمه تري المجرمين، وي بشنيد و زعقه زد و جان داد. شيخ الاسلام گفت: از دوست نشان و از عارف جان.
من مات عشقاً فليمت هكذا لا خير في عشق بلا موت
|
|||||||||||
اCopyright © 2005
Erfaneshams. All rights reserved.
info@erfaneshams.com