.  
   
این سایت متعلق به هیچ گروه و مسلک خاصی نبوده  و کلیه حقوق مادی و معنوی آن درجهت ارائه و اشاعه اندیشه ناب این عارف بزرگ بکار گرفته خواهدشد  .هدف از ذکر موضوعات ، مطالب و نوشته  ها تبلیغ  ترویج و حمایت از هیچ گروه و فرقه خاصی نبوده  و فقط در جهت اطلاع رسانی  ذکر گردیده 
 
   

سالکان عرفان شمس تبریز موسیقی مولانا مقالات سماع تصاویر صفحه اصلی

   
         
   

 

   

ابراهيم بن ادهم قدس الله تعالي روحه

    از طبقه‌ي اولي است كنيت او ابواسحق و نسبت او ابراهيم بن ادهم بن سليمان بن منصور البلخي است از ابناء ملوك است. در جواني توبه كرد، وقتي به صيد بيرون رفته بود هاتفي آواز داد كه ابراهيم! نه براي اين كار آفريده‌اند ترا؛ وي را آگاهي پديد آمد دست در طريقت نيكو زد؛ به مكه رفت و آن‌جا با سفيان ثوري و فضيل عياض و ابويوسف غسولي صحبت داشته و به شام رفت آن‌جا كسب مي‌كرد در طلب حلال ناظورباني مي‌كرد وي را حديث است و از اهل كرامات و ولايت است و به شام از دنيا رفته در سنه‌ي احدي او اثنين و ستين و مأته و يقال في سنه ست و ستين و هذا اكثر.

   شخصي با ابراهيم ادهم همراه شد و همراهي وي دير كشيد چون مي‌خواست كه جدا شود گفت: شايد كه در اين صحبت از من رنجه شده باشي كه بي حرمتي فراوان كردم ابراهيم گفت: من ترا دوست بودم دوستي عيب تو بر من پوشيد من از دوستي خود نديدم كه نيك مي‌كني يا بد.

 

و يقبح من سواك الفعل عندي                                             فتفعله فيحسن منك ذاكاً

    عثمان بن عماره كه به زمين حجر بودم با ابراهيم بن ادهم و محمد بن ثوبان و عباد منقري سخن مي‌گفتيم جواني دورتر نشسته بود به ارادت و نياز تمام گفت: اي جوانمردان! من مردي‌ام گرد اين كار مي‌گردم به شب نخسبم و به روز هيچ نخورم و عمر خويش را بخش كرده‌ام يك‌سال حج كنم و يك‌سال غزا چونست كه مرا بوي نمي‌رسد و در دل خود هيچ خبر نمي‌يابم و نمي‌دانم كه شما چه مي‌گوييد؟ گفت: هيچ‌كس از ما جواب باز نداد و در سخن خويش برفتند آخر يكي از ياران گفت، كه مرا دل بر نياز وي بسوخت گفت اي جوانمرد اينان كه گرد اين كار مي‌گردند آن را خواهان و طالبند نه در فراواني طاعت و خدمت كوشند در نگرييستن و تيزبيني مي‌كوشند.

     شيخ الاسلام گفت: اين نه آنست كه خدمت و طاعت نبايد كرد، يعني به آن چيز ديگر مي‌بايد صوفي بي‌خدمت نبود اما در تصوف نه خدمتي است صوفيان خدمت نه بگذارند بلكه از همه خلق زيادت آرند، اما آن‌چه كنند بر او نشمارند يعني عوض و مزد و مكافات به ان طلب نكنند و مايه‌ي ايشان چيزي ديگر است در باطن و نه در ظاهر به تلبيس گذارنند و به باطن در جهان ديگر زيند.

    ابوالقاسم نصرآبادي گفته: جذبه من جذبات الحق ترني علي عمل الثقلين. يك كشيدن كه دل تو به او نگرد يعني به محبت و معرفت و صحبت، تو را به ، از كردار آدمي و پري.

    ابراهيم ادهم و علي بكار و حذيفه مرعشي و سلم خواص، ياران يكديگر بودند با يكديگر بيعت كردند كه هيچ‌چيز نخوريم مگر كه دانيم كه از حلال است چون درماندند از يافتن حلال بي‌شبهه به اندك خوردن آمدند گفتند چندن خوريم كه از آن چاره نبود باري شبهه اندك‌تر بود.

 

       

 بازگشت

 
     
   

این سایت متعلق به هیچ گروه خاصی نبوده و کلیه حقوق مادی و معنوی آن  محفوظ میباشد .

اCopyright © 2005 Erfaneshams. All rights reserved.
 info@erfaneshams.com